کاش احساس نیاز به دیدنت ، چون وجودت از وجودم دور بود

رویای دور از من

این روزها شهر و خیابون و خونه دلتنگ خنده های توست دلتنگ خل بازیهای ما ، دلتنگ نگاه نافذ و روشن توست

توی این روزهای بی قراری یه عالمه از ورقهای تقویمم بدون تو علامت خورد تا رسیدیم به بهار به عید به نوروز

این روزها دیگه دلم به بهار خوش نیست ، دلم به لباس نو و سبزه و هفت سین خوش نیست دلم به گذر زمان و  رسیدن روز  تولد تو خوش نیست دلم حتی به مهربونی الکیه آدمها خوش نیست آخه عزیزترینم برای من بهتر از تو کسی نیست وقتی تو نیستی میخوام از همه اینها بگذرم از عید از لباس نو از هفت سین از تولد تو از آدمها ، آره از آدمهایی که دلیل مهربونی ام رو تنهایی من میدونن حالا که بدون تو هستم بذار بدون همه اینها باشم  شاید خبر نداری ولی این روزها ورود به دل آدمها و موندگار شدن تو دل و نگاهشون اجازه ی اقامت می خواد دیگه بی اجاز نمی تونی وارد دل کسی بشی نمی تونی نگاهت و به نگاه کسی وصل کنی آخه آروم جونم هیچ کس مثل تویست

این روزها دلم بهانه گیر شده دلم خیالاتی شده  دلم پر شده از ای کاش هایی که می تونست تو رو موندگار کنه

ای کاش قرار دلم کنارم بودی ای کاش دستهات توی دستم بود

ای کاش روزی که داشتی می رفتی  بارون تندی  از آسمون میگرفت، تا من باران و بهانه میکردم و ازت میخواستم نری

ای کاش می توستم بهت بگم نرو بهت میگفتم اخه اگه بری تکلیف طاقت دل بی قرار من چی میشه ؟

 ای کاش بوی عید اون روزها دوباره تکرار بشه

این روزها تنها جمله ای که خیلی آرومم میکنه اینه که همیشه ماندن دلیل بر عشق نیست  گاهی باید رفت تا بفهمی چقدر عاشقی چقدر دوستش داری چقدر عزیزت برات عزیزه

این روزها کوچکترین دعای من  رسیدن تو به بهترینها و قشنگترین ها و دست نیافتنی ترین  رویای هاته  

به طراوت تکرار باران بهار هستی ات سبز

                                                                                زندگی من

 

 

 

  یه نفر یه جایی یه وقتی تمام رویاش لبخند تو بود.پس یه جایی یه وقتی با یه خنده یادش کن

+ ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ نويسنده نظرات ()