کاش احساس نیاز به دیدنت ، چون وجودت از وجودم دور بود

حس میکنم یه مدت طولانیه با رحمتت با مهربونیات خوب  سرم منت می ذاری و تو امتحانهای سختی که جلوی راهمه و همش تک میارم (مثل بابای مهربونم که یه نشونه از نشونه های توست و حجت برام تمام شد که واژه مهربونی لطافتش رو  از خود خود تو وام گرفته ) . به همون مهربونی بابام ، مدام چشماتو می بندی و باز تو امتحان بعدی میذاری شرکت کنم

امان از من ناسپاس و عجب به صبر تو

تو خوبی که جبران اشتباهاتم رو تا روز وا اسفا به تاخیر نمی اندازی

اما قرار دل بی قرارمن ،

من خسته ام ، دیشب گفتم به اندازه ظرفیتم به اندازه توانم امتحانم کن

به خوبیت قسم این امتحان خیلی برام دشواره شایدم من خیلی خودمو برای انجام هر امتحانی دست کم گرفتم ( شاید توان من برای اشتباه کردن و گناهکار شدن خیلی بالاست )

 یا شایدم تو  اینقدر منت پذیری که هنوز باورم داری که یه روزی صراط ختم به تو رو پیدا میکنم

یا حنانم

 www.hamtaraneh.com

نذار از سکه بیفتم بابت این دل ناچیز

 

 

+ ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ نويسنده نظرات ()