کاش احساس نیاز به دیدنت ، چون وجودت از وجودم دور بود

مانند غزل تو اتفاقم هستی

یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸٩

هی فلانی !

زندگی شاید همین باشه

ولی

 مطمن باش

زندگی کوچکتر از اونه که بتونه مقابل تو بشینه

باران خیسم می کند در گوشم زمزمه کرده باشد بهار است

تو می آیی که با دلم بخوانی :

زندگی به تحملش می ارزد

دلم را با خطی از نور هاشور می رنی که بگویی :

عشق که باشد کنج زندان هم بهشت است .

 

+ ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ نويسنده نظرات ()