کاش احساس نیاز به دیدنت ، چون وجودت از وجودم دور بود

هنوز غرق خیالتم

شنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٧

 آشنای روزگار من ،  چگونه ای ؟

من هستم ، درحال دوره کردن روزهایم

و چه خوب  بوی حضورت را از برم و صدای نفسهایت را . که هنوز می لرزاند قلب بی گناه و کوچک مرا. باز هم دوره میکنم . . .

در پناه این دوره گردی هاست که عشق را لمس کرده ام

 

دعا کردم که از یادم بری ....

حالا تو دعا کن که دعام به اجابت نرسه .

 

 

+ ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ نويسنده نظرات ()