کاش احساس نیاز به دیدنت ، چون وجودت از وجودم دور بود

یک شب دلی به مسـلخ خونم کشید و رفت

دیوانــه ای به دام جنونـم کشـــــــــــید و رفت

پس کوچـه های قلب مرا جســــــــــتجو نکرد

اما مـرا به عمـق درونم کشــــــــــــــید و رفت


کاش می دونستی تشنه یه جرعه نگاه تو ام . روزهای بی نگاه را می گذرانم به امید دیدن برقی هرچند کم نور از انعکاس معصوم چشمانت .
دلم تنگ است برای تو . برای خنده های تو . برای اخم و گله گذاری های تو برای هرچی به جز نبودن تو
هر چی میگذره یاد نمی گیرم به نبودنت عادت کنم
زیباترین لحظات این روزها رو با یاد تو آذین میکنم و لحظه لحظه ثانیه ها رو فدای تداعی یه لحظه نگاه آروم و روشنت میکنم که یه لحظه اش به یه عمر زندگی می ارزه فقط ترس دارم نکنه نتونم زیبایی رویت رو آنچنان که شایسته وجودت هست در ذهنم مجسم کنم ولی کاش بدونی لمس بودنت هرم نفسهات با لحظه لحظه نفس کشیدنهام آمیخته شده

هیچ کس !!!
 

چه بخواهی چه نخواهی تو را چون آرزوهایم همیشه دوست خواهم داشت بی قید و شرط

 

+ ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ نويسنده نظرات ()