مسیحای من

واما ای دریغ از زبانی که گویای این کلام پاک نیست و اندوه بر دلی که از غم آن سینه چاک نیست و شگفتی بزرگ از تو که منکر عشقی با آنکه یادگار عشقی .

گفتند با عشق زمان فراموش می شه و با زمان عشق ، پس چرا هرچی زمان میگذره فکر قشنگت از دلم بیرون نمیره نصیب من از تو دلبستگی بود و وابستگی و  عادت و اسارت

چه جای گله که من از وقتی در بند تو شدم معنای رهایی را حس کردم.

واین روزها چیزی که خیلی بهم آرامش می ده اینه که :

لذتی که در هجراست دیگه قابل قیاس با وصل نیست چرا که در هجر شوق دیدار است و در وصل ترس از جدائی.

/ 2 نظر / 6 بازدید
سحر

و خدایی که در این نزدیکی است لای این شب بوها پای آن کاج بلند....سلام خوبی روز بخیر وب بسیار عالی و پرمحتوایی داری واقعا لذت بردم عزیزم...وقت کردی به کلبه منم سر بزن درضمن بالای صفحه وب یه سری فیلم و برنامه گذاشتم کافی روش کلیک کنی....اگه دوس نداشتی بگو یه سری دیگه برات بزارم ..منتظر قدمهای سبزت برای صفای کلبم هستم روز خوش[بغل][گل][گل][بغل]

حمید م

وهومن یعنی "پندار نیک" یه جورایی هم معنی ماه تولدم رو می ده[چشمک] امیدوارم کافی بوده باشه [لبخند] خوشحالم از بودنت