با خودم حرف می زنم که با تو حرف زده باشم

سنگ در برکه می اندازم و میپندارم

با همین سنگ زدن ماه بهم می ریزد

کی به انداختن سنگ پیاپی در آب

ماه را می شود از حافظه آب گرفت.

اولین بار که دیدمش همه رو می دید و برای همه لبخند می زد جز من و من فقط نگاهش میکردم و اخرین بار تنها نگاهش به من بود و من دیگر سویی در چشمانم برای دیدن آن نگاه نداشتم

قشنگم ، عزیزم ، رویای من

دنیای ما ، دنیای عجیبیه

توی این دنیا یادم دادند ؛خیلی چیزهای غیر ممکن ، ممکنه ممکن بشه.

من  باور دارم و دیدم نگاه روشن و مشتاقی رو که کور شد و کور چشمی که  همه جان چشم شدو  مشتاق .  من به جان دیدم باورهایی که  با روح و جسمم عجین بود و امروز حتی به حرمت خاطره بودنش به سوگش هم ننشسته ام . و باورم شد ناباورانه هایی  رو که حتی گذر سردی از ذهنم نداشت .ولی امروز ...

 من شدم سمبل انکارهایی که ایمان من بودند ، و ایمان آوردم بر انکارهایی که  شرم فکر حضورشان  در ذهنم  دلم را پر آشوب میکرد .

آری باور نمیکردم که روزی منهم بهار را باور نکنم

 و من باهمه این ناگهانهایی که بر سرم آوار شد  زنده ام و به حکم زنده بودنم واژه زندگی رو برلبانه ناباورم می رانم  که من زندگی میکنم

پس من زندگی می کنم با همه این ناگهانهایی که انتظار حضورش را نداشتم

تا به امروز

تا امروز که  تو نیستی و من هیچگاه امروز رو جز روزهایی که قسمتی از زندگی من است حساب نکرده بودم

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

این فاصله ها هم یکی از همون ناگهانهای زندگی بود که امروز دارم به خاطرش لحظه هامو قربونی میکنم

شیرین من ، صحبت از گله و گله گذاری روزهای پیش آمده و سرزنش دلیل فاصله سرد  امروز و افسوس روزهایی که منتظرش بودم و نیامد نیست

فقط آهی بود که از دلم برخاست تا بگویم هنوز دلم برایت تنگ میشود

 

 

/ 13 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

چه قلم پر احساسی! آفرین مرا تو بی سببی نیستی به راستی صلت کدام قصیده ای؟ ای غزل ستاره باران جواب کدام سلامی به آفتاب از دریچه تاریک کلام از نگاه تو نقش می بندد خوشا نظر بازیا که تو آغاز می کنی

مجی

بابا عاشقتم [ماچ]

همتای تو

دلم برات تنگ است. شروع دوباره را به امید دیدن تو شروع می کنم.

هنوز دلم برایت تنگ میشود بیابیابیا

نشانیها که دیدم دادمش، باری بگو تا کیست این گمنام گردآلود!

یه عاشق دلباخته

Asheghe ashegh shodan

khosh be halesh ke inghadr doosesh dari, va bada be halesh ke az in ne'mat bi bahras.

ندایی

روزگار وصل هم خواهد شد ای بیدار دل .... چون به خود آییم آن هم با دریغا بگذرد....

ندایی

فرشته ی من مثل همیشه بینظیر بود [ماچ][ماچ][ماچ][گل]