دلم ز نازکی خود شکست درغم تو

گویی لحظه هایم در جایی جا مانده است ، چرا دیگر عبورشان را احساس نمیکنم ، اما نه شاید روزها و لحظه ها عبور میکنند و من بی تو تمام حس خود را گم کرده ام

  

یک آن شد این عاشق شدن

دنیا همان یک لحظه بود

آن دم که چشمانت مرا

از عمق چشمانم ربود

از تو برای تو می نویسم از تو برای همه دنیا می نویسم شاید کسی ، در جایی حس میان من و تورا شناخت و عاشق شد.

/ 3 نظر / 5 بازدید
narges va amir

salam doooste azizesmeto kash mineveshti ta mitoonestim ba esme ghashanget sedat konim dar har sooorat age dooost dari be khoooneye ma sar bezan webetam kheyli asheghane va ghashang boood

احسان

سلام . از اینکه به وبلاگ من سر زدی ممنونم . اگر ذوست داری بیشتر درباره من و وبلاگم و اینکه چرا و برای چی نوشتم به آدرس وبلاگ جدیدم سر بزن . arezohayemahal.persianblog راستی به وبلاگت سر زدم . با احساس وقشنگ بود تو هم که دل شکسته ای .