یک مشت آرامش می خواهم

این متن برای دل همکار و دوست عزیز و محترمم می نویسم ، همکار عزیزی که حضورش باعث آرامش دل همه دوستاش و همکاراشه ولی ظاهرا یه مدتیه از بی مهری دنیاش با دنیا حرفش شده .

از ابتدای آن ناگهان که کودک شدی همیشه گوشه ای از دنیا به دست می آید و از دست میرود...

 ولی همیشه در هر ناگهان بدان شبی ماه می آید و ما پشت بام های از دست رفته را به یاد میآوریم که .... یادش بخیر ...  ناگهان عاشق میشوی ناگهان کسی از جایی صاحبخانه دلت میشود ناگهان نگاهش میهمان نگاهت میشود اما کاش می دانستی چیزی به انتهای این همه ناگهان نمانده است .پس زندگی رو زندگی کن عاشق باش و حیف بدان این زندگی رو که تنها چیزی که داری از دستش می دی خود همین زندگی است

 عزیزخسته کسی رو که تو دوستش  داری همه حقی بر تو  دارد از جمله اینکه انگونه که می خواهی دوستت نداشته باشد  تویی اون مجرم عاشق البته عاشقی جرم قشنگیه از اون جرمهایی که ادم و کوچیک میکنه کوچیکه کوچیک ، سبک سبک تا جایی که می تونی اوج بگیری، حالا تو که اینقدر سبکبال اوج گرفتی بگذار عشق خاصیت تو باشه مهم نیست دلت می خواد چندتا بهار رو در کنارش زندگی کنی سعی کن وقتی می بینیش وقتی به خاطرت میاد وقتی دلت می لرزه لحظه های بهاری برای دل خودت درست کنی و در آخر هم با ایمان کامل بهت میگم لذتی که در هجر است قابل قیاس با وصل نیست چون با وصل ترس هجر و عادت است عادت به حضورش عادت به دوست داشتنش و در هجر امید وصال است . نگو تا کی امید داشته باشم که این امید تا انتهای دنیا آنجا که هیچکس آوازی نمیخواند  دادرست خواهد بود

مگذار که عشق به عادت دوست داشتن تبدیل شود مگذار که حتی آب دادن گلهای باغچه به عادت آب دادن گلهای باغچه بدل شود، طراوت زندگی کردن را از عشق بگیر و بگذار عشق همان عشق بماند

 

و چه زیباست تجربه عشق با همه ناکامی هایش

ودر آخر قصه را که می دانی قصه مرغان و کوه قاف را قصه رفتن و آن وادی هفت صعب را

حق با هدهد است که میگفت ؛

رفتن و جاری شدن و زندگی کردن زیباتر است ، ماندن شکوهی ندارد آنهم  پشت این سنگریزه های طلب گیرم که ماندی و در حسرت وصالش بال بال زدی توی خاک و خاطره توی گذشته ، توی تبلور نگاهش توی شیرینی لجهه سکوتش ،گیرم هزار سال دیگر هم بالهایت را بسته نگه داشتی اما عزیز بالهای بسته کی طعم اوج را خواهند چشیداحتیاط باید کردهمه چیز کهنه میشود حتی عشق،

 چنان زیبا عاشقی کن که ارزش به یاد ماندن را داشته باشد.

 

/ 13 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهرشاد

سلام گفته بودید با اطمینان حرف نزنم آخه چرا !؟ چرا باید اینها این کارو بکنن !؟ خیانت خیانته ! من هم اگه این کار رو بکنم یعنی مثل اونا هستم ! آخه من چطور و با چه اطمینانی همسرم رو توو خونه تنها بزارم !؟ چرا الکی جانب داری می کنید !؟ نکنه شما هم...... از کی تا حالا اسم خیانت شده عشق !!! متاسفم متاسفم متاسفم متاسفم.....

نگاه

آقای مهرشاد من برای کلمه خیانت اسم نمی ذارم برای کار اونها اصلا هیچ اسمی نذاشتم . تجربه من توی این مورد نبوده که گفتم سعی میکنم با احتیاط صحبت کنم کلا هر چیزی که توی ذهنت بد باشه رو باید با احتیاط بگی باید مراقب باشی با شماتت صحبت نکنی نه من تجربه اونها رو نداشتم ولی به خدا خیلی باید احتیاط کنی چون روی هیچ چیزی از این دنیا و ادماش نمیشه با اطمینان اظهار نظر کرد چون دور نیست روزی که ماهم روزگاری مثل کسانی که روزی منعشون میکردیم پیدا میکنیم من نخواستم نصیحتت کنم تو هم حق داری بترسی یا نگران بشی ولی ادم تا توی یک شرایط قرار نگیره نمی تونه مطمئن در مورد عاقلانه رفتار کردن نظر بده فقط خدا کنه آماده بودنمون برای اون رو مثل ادعای امروزمون باشه

مهرشاد

من حرفم همین بود که گفتم ! اما منظورتون رو درک می کنم ! فرمودید آدم تا توو شرایطش قرار نگیره نمی تئنه قضاوت کنه ! من جمله شما رو اینجور کامل میکنم !!! آدم تا توو شرایطش قرار نگیره نمی تونه قضاوت کنه ولی باید اینها واسه ما درس عبرتی بشه که اشتباه اونا رو تکرار نکنیم ! اشتباهی که هیچ کدومشون هنوز بهش اعتراف نکردن و اسمشو گذاشتن عشق ! من با نظر هانیه خانوم موافقم ! هانیه : عشق یه توهم فانتزی ساده است! کافیه یکم محکم باشی تا نتونه بهت غلبه کنه. هنو آخر ماجراتو نمیدونم،ولی عجیب گند زدی به زندگی خودت و یکی دیگه! تو یکی از پستات نوشته بودی عشقی که بعد ازدواج ایجاد شه یه جور عادته.. رابطه ی خودتون چیزی غیر از عادت بوده؟! عادت به رابطه تلفنی و بیرون رفتن.. و عادت به زجر کشیدن!! این هم آدرسشون : http://in-rooz-haa.blogfa.com/

نگاه

سعی می کنم تا آخر هر دوتا موضوع رو بخونم بعد قضاوت کنم در هر صورت ممنون که نظرتو گفتی

مجی

سلام آقای مهرشاد این اعتقاد شما و نگاه پاکتون به زندگیه مشترک قابل تقدیره و امیدوارم تکیه گاه محکمی تو زندگی مشترکتون باشید و همسرتون هم نجابت و اعتقادش پاسخ مثبت نگاه شما باشه . من منظور نگاه رو کاملا متوجه شدم بحث سر خوب و بد بودن عمل اونا نیست بحث سر عمل خودمونه سر اینکه ما نسبت به کوچکترین حرفی که می زنیم تو این دنیا مسئولیم و باید جوابگو باشیم . پس احتیاط کنیم تو صحبت کردنامون حتی اگر قراره اون صحبت نصیحت باشه . کار بد بده شرط و زمان و مکان هم بر نمی داره بل کل تبصره برنمی داره . اگه یکی یه کاریش اشتباهه ما با یه اشتباه دیگه نخواهیم درستش کنیم چون ممکن فرد رو در انجام عمل اشتباه جری کنیم. راه دیگه ای هم برای نشون دادن عقایدمون هست.

نگاه

مرسی مجی جونم که نظرم و دقیق بیان کردی بالاخره یکی به دادم رسید آخیششششششششششششششش[چشمک]

ندایی

الهی قربونت بشم من با این متن های عالی ت.....

نسترن

خوش به حال همکارت که اینقدر به فکرشی و چه متن زیبایی لذت بردم

افغانی

سلام بر شما. من دارم یک مقدار خاطراتی را می نویسم که فعلا جز آزار برای من چیزی در پی ندارد. خوانندگان وبلاگ من عاشق زنی شوهر دار بودم و وبلاگ سارا خانم مهتاب 2،هم اگر تارنمای مرا بخوانند و تحلیل نهایی ام را بشنوند چه متاهل باشند و چه مجرد ضرر نخواهند کرد(گمانم چنین است البته) موفق باشید

افغانی

اسم وبلاگت قشنگه هر چند به نظر من اصلا اشتباهه که بهشت رو با نگاهش(ولو نصفش یا کمتر) بسنجیم. میگه هر دوعالم را به دشمن ده که......