سراب رد پای تو
کجای جاده پیدا شد
کجا دستاتو گم کردم
که پایان من اینجا شد

کجای قصه خوابیدی
که من ، تو گریه بیدارم
که هرشب هُرم دستاتو
به آغوشم بدهکارم

تو با دلتنگیای من
تو با این جاده همدستی
تظاهر کن ازم دوری
تظاهر میکنم هستی

تو آهنگ سکوت تو
به دنبال یه تسکینم
صدایی تو جهانم نیست
فقط تصویر می بینم

یه حسی از تو در من هست
که میدونم تو رو دارم
واسه برگشتنت هر شب
درارو باز میزارم

سراب رد پای تو
کجای جاده پیدا شد
کجا دستاتو گم کردم
که پایان من اینجا شد

تنهام

بذار خیال کنم که من یه لحظه از نیارتم

/ 6 نظر / 9 بازدید
من

تو همه خیال منی ولی نمیدونم چه باید بکنم.

رویا

گر 2باره به دنيا بيايم، 2باره كيش و مات تو خواهم شد. بي پشيماني! عالی , مثل همیشه [گل]

مجی

به به الی جان این خانم یا آقای من کی هستند که خیال ایشون شدید شما؟

من

مجی جونم این خانم یه غریب آشناست که اسمش مرجانه

فرزین

دوست داشتم این شعر و نمی دونم چرا افشین و صدا کردم و با اینکه از رو صفحه مونیتور می دید و می خوند منم بلند براش تکرار می کردم..........

فرزین

1.والا من که شعر زیبای آقاداریوش را روی بلاگت می بینم البته از کسی که فرق عکس سیاه و سفی و با رنگی تشخیص نمیده(اگه خاطرتون باشه!) این حرف بعیدنمی باشد. 2.هر سه روز مهمونه من.فقط من بودجه ام 50000 تومانه آخه همین روزا ساعت یکی از دوستام و قراره آب کنم خرجه مهمون کردنه شما ها کنم:)