تعبیر رویایی من

پرسیدم:

 می دونی چند طلوع از تبلور نام تو در جان من میگذره ؟؟؟

یادته  کدوم طلوع بود که من در گرماگرم عشق تو مجنون شدم ؟

گقت نمی دونم

پرسیدم :

یادته چندمین روز از چه فصلی بود که شیرینی گناه دوست داشتنت به دلم نشست ؟

گفت نمی دونم . . .

پریشانم.......پریشان..........

ولی من می دونم ،  عمریه که به دلم نشستی و من هنوز گناهکارم ، و اصرار به گناه هر روز بیشتر از گذشته  با من است ،گناه شیرین دوست داشتنت .

چه گناه مکرری .....

 من نگویم که نبودم رسوا

بودم اما نه به این رسوائی

/ 9 نظر / 11 بازدید
سید عرفان

دین و دل به یک دیدن باختیم و خرسندیم در قمار عشق‌‌، اي دل كي بود پشيماني سلام دلنوشته‌هاي زيبايت را خواندم كه همراه با آهنگ زيباي وبلاگت محسور كننده شده است. و با خواندن نوشته‌هايت مرا به سالهاي دور و سالهاي عاشقي بردي. برايت آرزو مي‌كنم كه هميشه عاشق باشي: عاشق شو ار نه روزي كار جهان سرآيد ناخوانده نقش مقصود از كارگاه هستي. اميدوارم كه هميشه شاد باشي و آرام.

اناهید

سلام وبلاگتون قشنگه به من هم سر بزنید

سیما

چقدر قشنگ

خود تو/ مژده

همه گامها را باهم برداشتم. پس اين رسم خواستن نبود. آخ چه اشتباهي. به جاي قدم به قدم آمدن . برايت پرواز كردم

امین

سلام متن هات خیلی قشنگه. عکس ها هم همینطور اما اینا که عکسای خودت نیست. [چشمک]

احمد

تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است؟