هر نگاه بستگی به احساسی که در آن نهفته است سنگینی خاص خودش را دارد و نگاه تو ..

دلیل اینکه آرومم امید لمس دستات،همین لبخند پنهانی کنار لحن گیراته

 

من بودم و باران بهاری ، من بودم یک خیال ناب از هوای تصویر تو ، من بودم لمس آروزهای محال ، من بودم و  پناه آغوش تو ، من بودم و دستهای همیشه گرم تو  ، من  بودم و تو بودی و خواب خوشی که به همه عمر بیداریم می ارزید.

بعضی وقتها یه آرزوهایی داریم که هزارجور رویا پردازی می کنیم برای روز تحقق اون رویا کلی دعا و نذر و التماس دعا که ترو خدا دعا کنید بلکه خواسته بنده اجابت شود اونوقت زمانی که به اون روز می رسیم که رویای گذشته ماکه اکنون قسمتی از واقعیت انکار ناپذیر زندگیمان شده یادمون می ره که امروز ما آرزوی شیرین و احتمالا دست نیافتنی دیروزمون بوده

پس  قدر لحظه لحظه زندگیمون رو بدونیم شاید یکی از این لحظه هات تقدیر ما  و شاید هم آرزوی ما باشه.

زندگی رو زندگی کنیم و مطمئن باشیم زندگی باهمه سختیهاش به تحملش می ارزه چون حتما حتما روزهایی هر چقدر کوتاه ولی شیرین داره که طعم خوشش حتی  در نقش خاطره یا در نقش آرزو می تونه روز و شبهای قشنگی رو برامون شاید به کوتاهی یک  خواب خوش برامون بسازه

اینها خیال پردازی نیست ، اینها مثبت اندیشی بیش از حد نیست این خود واقعیت زندگی است  .  ما داریم با سرعت زیادی بدون اینکه حتی حرکت تند زمان رو حس کنیم به سمت بزرگ شدن پیر شدن پیش می ریم با خوب فکر کردن می تونیم نشونه های پیری کهنسالی  رو برای سالهای خیلی دورتر به تاخیر بیاندازیم پس خوب نگاه کنیم

پس کودک بمانیم تا رستگار شویم

 

/ 7 نظر / 5 بازدید
ع

چو گل در دست بیداد تو پرپر شد نگاه من چنان کاندر سرای سینه ره گم کرد آه من

عمو

همه چی آروم. غصه هاخوابیدند. شک نداری دیگه تو به احساس من.فقط بگو این آرامش تا ابد پابرجاست عمو

بهناز

دوست دارم عزيز دلمممممممممم[بغل]

بهناز

دوست دارم عزيز دلمممممممممم[بغل]

بهناز

دوست دارم عزيز دلمممممممممم[بغل]

بهناز

دوست دارم عزيز دلمممممممممم[بغل]

غریب آشنا

خیلی دلم برات تنگه